خرید بک لینک

نسرین کاری- سید محمد علی حافظی پزشک، نویسنده، شاعر و پژوهشگر توانای بیرجندی متولد اول ابان ۱۳۳۶ در روستای فریز است. وی صدها مقاله علمی، تحقیقی، ابتکاری و مستند در مطبوعات استان و کشوری چندین کتاب ارزشمند به چاپ رسانده است. در شصتمین سال زندگی اش روزنامه آوا مصاحبه اختصاصی زیر را با او انجام داده است که می خوانید:

رشته تخصصی پدرم ادبیات کودک بود و تکنیک های مدرن تعلیم و تربیت را روی من پیاده می کرد

حافظی درباره کودکی اش می گوید: پدر بزرگم ۵۵ سال تنها روحانی و کدخدای رسمی محل بود و جدم چون حافظ کل کلام ا... بود به اقا سید حافظ مشهور و ملقب شد به همین دلیل پدرم فامیل حافظی را انتخاب کرد. چون فرزند اکبر و به قول خودشان ولیعهد عظما بودم در تربیتم دقت و وسواس داشتند. پژوهشگر بیرجندی ادامه می دهد: وقتی بدنیا آمدم پدر در خاش (بلوچستان) معلم بود و سه سال اول زندگی را آنجا گذراندم. چون برای تحصیلات عالیه به دانشسرای عالی تهران آمد و از سه سال دوم زندگیم که در شالوده سازی شخصیت هر فرد بسیار موثر است در فضای اموزشی علمی تحقیقاتی تهران گذشت. هر سه سال به کودکستان رفتم. چون رشته تحصیلی پدر ادبیات کودک و روشهای تدریس آموزش ابتدایی بود تکنیک های مدرن تعلیم و تربیت را روی من پیاده می کرد.آشنایی و هم نشینی ام با بزرگان تعلیم و تربیت کشور از آن زمان آغاز شد. ملاقات های مکرر با استاد پرویز ناتل خانلری، خانم لیلی ایمن (اهی)، استاد حسنعلی راشد، استاد جلال همایی در گروه آموزشی دانشگاه انجام شد. وی با اشاره به اینکه از مهر ۴۲ سه سال اول ابتدایی را در مدرسه پهلوی خاش گذراندم می افزاید: پدر آن سالها رییس دبیرستان نادر شاه افشار (تنها دبیرستان پسرانه شهر خاش) بود. با انتقال ایشان به مرکز استان، سه سال دوم ابتدایی را در دبستان ملی خرد زاهدان گذراندم. ورود به تنها مدرسه ملی استان بسیار مشکل بود.

چاپ عکسم در روزنامه ها و مجلات شروعی برای اجتماعی شدنم شد

دکتر حافظی می گوید: در هر دوره مدرسه۲۰ محصل بیشتر نداشت، اکثر نفرات اول استان فارغ التحصیلان این مدرسه بودند، سیستم آموزشی بسیار سختگیرانه و پیشرفته ای داشت. دکتر حافظی یاد آور می شود: در پایان سال ششم ابتدایی و امتحانات نهایی که سراسری و همزمان برگزار می شد نفر اول استان شدم. چاپ عکسم در روزنامه ها و مجلات شروعی برای اجتماعی شدنم بود. زمانی که همه این موفقیت را تبریک می گفتند پدر خاطر نشان کرد: مغرور نشو، تحصیل دبیرستان پیش روی توست که با دبستان متفاوت است. اگر می خواهی در دبیرستان هم موفق باشی یک شب زودتر از کلاس درسها را شروع کن. با مطالعه، بخشی از درس را می فهمی. بخشی را که نفهمیده ای مهم نیست. مهمتر این است متوجه هستی کجا را نفهمیده ای ! لذا فردا دانسته و انتخابی به کلاس می روی. می دانی از معلم چه را باید بیاموزی. از آنجا که هر شنونده بیش از بیست دقیقه تمرکز ذهنی ندارد و بعد از این مدت به هر دلیلی تمرکزش را از دست می دهد شما سعی کن در این فاصله حداکثر برداشت را داشته باشی. بخصوص در مورد مطالبی که از شب قبل می دانی متوجه نشده ای. هر اشکالی داری سوال کن. جزییات را هم بپرس و ندانسته رد نشو . شب بعد یک بار دیگر درسها را مرور کن. از منابع خارج کتاب درسی هم استفاده کن تا حواشی را هم به متن اضافه کنی. به همه درسها به یک نسبت علاقه نشان بده ، تمرینات را هر چه بیشتر انجام بده و برای درک تمام مطلب در ذهن تصویر سازی کن هر شب بیش از سه ساعت درس نخوان. معادل آن هر روز مطالعات غیر درسی، ورزش و تفریح داشته باش. رقابت بکن حسادت نکن.

در دبیرستان عضو فعال کتابخانه و کارهای فرهنگی مدرسه بودم

دکتر حافظی خاطر نشان می کند: در دوران ابتدایی تمام کتابهای کتابخانه مدرسه را خوانده بودم. از اول دبیرستان عضو فعال کتابخانه و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان زاهدان شدم. روزنامه نگاری، خلاصه کردن کتاب و گزارش دادن به اعضا کتابخانه، نمایش فیلم های صامت که زیر نویس ها را بلند می خواندم. شرکت در کارگاه شعر و ادبیات از سرگرمی های رایج آن دورانم بود. انجمن ادبی دبیرستان را اداره می کردم. والیبال و شطرنج از ورزشهای مورد علاقه ام بود. تغذیه خوب و مراقبت های مهربانانه مادر همراه با کنترل درسی و انتظارات بالای پدر، شرایطی را برایم فراهم آورده بود تا قدر دان زمان و مکان باشم. شاعرو نویسنده استان می گوید: پدر برای نظارت مستقیم به تحصیلم هفته ای یک روز در دبیرستان ما تدریس می کردند و عضو شورای دبیران بودند. بسیاری از دبیران ما شاگردان سابق ایشان بودند. بعد از هر آزمایش و آزمونی نتیجه را سریع به پدر گزارش می کردند بطوریکه بیشتر اوقات ایشان نمره ام را زودتر از خودم می دانستند. توفیقی اجباری بود تا دروس را کامل بدانم و در چنین شرایطی با اختلاف زیاد از همکلاسان به جلو می لغزیدم. هر چهار شنبه نشریه دیواری به نام «ره آورد» منتشر می کردم. طراحی، تزیین، آماده سازی مطالب، ویراستاری، خطاطی، نقاشی، مصاحبه ها ، نویسندگی و همه کارهای آن را به تنهایی انجام می دادم.

اولین شعر زندگیم را در هفت سالگی سرودم

ادبیات و شعر از کودکی وارد زندگی دکتر حافظی شده و در این باره می گوید: اوایل کلاس دوم ابتدایی بودم که برای خرید نان به نانوایی رفتم. با نگاه به آسمان این شعر را سرودم:
ای ماه آسمانی
امشب شدی کمانی
پر نور و با صفایی
محبوب و جان فزایی
اولین شعر زندگیم را وقتی بر پدر عرضه کردم بعد از تشویق راهنمایی کردند ابتدا روی دو بیتی کار کن.
شاعر و نویسنده همشهری عنوان می کند: در تعطیلات نوروزی و تابستانی مدارس، مسافرت های تفریحی و فرهنگی خانوادگی برقرار بود. بیشتر تابستانها را در باغ ارگ فریز که مسقط الراس خانوادگی ماست در جمع خانواده و خاندان می گذراندم. بهترین خاطرات دوران نوجوانی در فضای فرهنگی با نقدهای ادبی در گرد هم آیی های فامیلی و دوستانه در حال و هوای بهشتی فریز گذشت.

در سال 1354 در کنکور رشته پزشکی پذیرفته شدم

وی با بیان این که در سال ۱۳۵۴در زاهدان دیپلم طبیعی گرفته در کنکور دانشکده پزشکی پذیرفته شده به تهران آمدم ادامه می دهد: تا سال ۵۷ که در سال چهارم پزشکی با اوج گیری انقلاب، دانشگاه تعطیل شد، ان زمان متاهل بودم و نخستین فرزندم (سید ادیب) در اردیبهشت ۵۷ بدنیا آمده بود. با بازگشایی دانشگاه در سال ۵۸ سال چهارم را ادامه دادیم که با انقلاب فرهنگی دانشگاه دوباره بسته شد.با شروع جنگ دکتر حافظی برای انجام تعهد به کشور به جبهه رفته می گوید: از سال ۶۳ تا ۶۵ در جبهه های غرب و جنوب بودم که فارغ التحصیل شدم تا سال ۶۷ هم در بیمارستانهای صحرایی خط مقدم بودم بعد از آن به مدت ده سال ضمن مدیریت بیمارستان، پزشکی قانونی، تدریس در قاین مطب داری کردم. ده سال کار پزشکی شبانه روزی در خراسان جنوبی گذشت و بیست سال است در تهران صبح و عصر در کلینیک خصوصی خود فعال هستم.

آثار نوشتاری و کارهای فرهنگی

دکتر حافظی سفرهای داخلی و خارجی بسیار با کنفرانس ها و آثار زیادی در پرونده خود دارد از آن جمله: “مولانا آتشفشان اندیشه” که گزارش سخنرانی های وی بر مزار مولانا به دعوت یونسکو در قالب سفرنامه است. این کتاب نامزد جایزه سفرنامه نویسی ناصر خسرو شده است. “شمیم شکوفه” کارهای علمی، ابتکاری و پزشکی او در جبهه هاست که به زبان فارسی و انگلیسی است و کتاب برگزیده سال نود پژوهش کشور در حوزه دفاع مقدس شده است. “تاریخ پزشکی بیرجند” که از قوی ترین آثار پژوهشی استان خراسان جنوبی است. ثمره شش سال کار مداوم او شامل سی فصل است که برای دو فصل اول آن یکصد و چهل کتاب مربوط به استان را با دقت مطالعه، تلخیص و تجمیع نموده است. در یک فصل کتاب از بین شش هزار ضرب المثل محلی بیش از سیصد تای آن که مربوط به مسایل پزشکی بوده دسته بندی شده است. شصت صفحه از کتاب واژه های بومی پزشکی است که در یک فصل مستقل فراهم آمده است. اثر دیگر وی “ناز شست” ( شصت غزل مصور ) است که سال نود کتاب برگزیده استان خراسان جنوبی و فرهنگستان کشور شده. است. چاپ اول این کتاب ظرف سه ماه فروش رفته چاپ دوم هم رو به پایان است.کتاب چهارسو مجموعه سفرهای عارفانه انجمن پزشکان بیرجندی تهران است که نگاهی جامعه شناختی داشته بصورت میدانی و از نزدیک، لایه های تاریخی و اجتماعی را بررسی کرده است. “رمان افسانه” مجموعه ای از زندگی یکصد شخصیت حقیقی است که در قالب یک رمان برای زمان نیم قرن اخیر تدوین شده است در پایان کتاب خلاصه ای از عکس العمل جامعه هنری کشور به آثار دکتر حافظی آمده است. از دکتر حافظی تعریف هنر را پرسیدم گفت: هنر ظرافت های نگاه به زندگی است. از هر زاویه ای می توان تعریفی متفاوت داشت. بهترین هنر خوب زندگی کردن است. این که پیش وجدانت از کارنامه ات راضی باشی. به انسان و انسانیت عشق بورزی. آنان را هر طور هستند به رسمیت بشناسی.

برچسب: نویسنده: کامران قنبری‌پور تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 4:17

صفحه بندی