مسوولان به جای دغدغه هنر دنبال بیلان کاری هستند
نسرین کاری- وجیهه نوزادی یکی از شاعران جوان استان و متولد بهمن ماه سال 1365 در شهرستان بیرجند است. هرچند کارشناسی ارشد شهرسازی خوانده؛ اما طبع لطیفی دارد و از زمان دبستان که معلم او را تشویق به خواندن انشاهایش کرده، استعداد نوشتن و سرودن در او شکوفا شده است. می گوید: فرزند سوم خانواده هستم. به گفته مادرش در سخت ترین روزهای جنگ متولد شده. پدرش نظامی بوده و وقت به دنیا آمدنش ترجیح داد قنداق تفنگ توی آغوشش باشد تا قنداق وجیهه.
کتابخانه پدر مملو از کتابهای دفاع مقدس
نوزادی از دفاع مقدس و جنگ و پدر می گوید: کتابخانه پدر پر از کتابهای جنگ و دفاع مقدس است. بعد از آن هم در دوران کارشناسی که در تهران تحصیل می کردم به آسایشگاه جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان سر می زدم و حضور در آنجا و ارتباط داشتن با آنها در بیان احساساتم و شعر گفتنم تاثیر زیادی داشت. گذر زمان نوع نوشتن را تغییر داده ، او داستان و رمان می نویسد و بیش از ده سال است که شعر می گوید البته به گفته خودش سبک خاصی برای شعر ندارد ؛ هم کلاسیک و هم سپید کار می کند و محدود به قالب و محتوای خاصی نیست.درباره اینکه چگونه به نویسندگی علاقه مند شد عنوان می کند: پدر و پدربزرگ هر دو به خواندن کتاب علاقه ی زیادی داشتند. پدربزرگ مکتب خانه داشت. شعرهای زیادی حفظ بود. برای مان حکایت از سعدی می خواند. پدر هم یک کتابخانه پر از کتاب و مجله های جنگی داشت.گاهی برای مان فال حافظ می گرفت؛ قلم خوبی هم داشت.
کتاب خواندن در خانواده ما اجر و قرب داشت
او با بیان اینکه کتاب خواندن همیشه در خانواده ی ما اجر و قرب داشت می افزاید: کسی که بخواهد بنویسد باید خوب کتاب بخواند.هر چه از کودکی هایم به خاطر می آورم، کنجکاوی بود و دقت و هیجان. خیلی از تجربه های دوران کودکی ام در پرداخت شخصیت های داستانی به من کمک کرد. نوزادی بهترین سال عمر خود راهفت سالگی اش می داند و می گوید: خواندن و نوشتن را آموختم. اما اولین کتاب هایی که خواندم آنجا بود.بعدها پدرم برایم مجله”سلام بچه ها “ را می گرفت، از اول تا آخر مجله را با دقت می خواندم.
گاهی آنقدر داستان هایش را خوانده بودم که حفظ می شدم.کم کم خاطراتم را نوشتم بعد آنها را داستان کردم و بعدها نفهمیدم چه شد که شاعر شدم.
«زملیکا»، اولین تجربه حرفه ای من
وی می گوید: دوران دانشجویی در دانشگاه تهران با مرحوم قیصر امین پور آشنا شدم و با اینکه رشته ام ادبیات نبود ولی در جلسات ، کارگاه ها و کلاس های ایشان شرکت می کردم . در آن زمان شعر زیاد نمی گفتم، فقط بخشی از زندگی ام شعر بود ، بیشتر شعر می شنیدم ولی الان تمام زندگی ام شعر شده است.نوزادی در کنار شعر و شاعری، چند وقتی است که نویسندگی در حوزه تاریخ شفاهی را شروع کرده و کتاب “زملیکا” اولین تجربه حرفه ای او در این زمینه است . وی مجموعه خاطرات پدرش از 159روز اسارت در سوریه را در قالب این کتاب نوشته است . وی در توضیح این اثر می گوید: این مجموعه خاطرات 48 نفر ایرانی اسیر شده به مدت 159 روز در سوریه است.« زملیکا »نام منطقه ای
است که این 48 نفر در آن اسیر بودند. از جمله افتخارات وجیهه نوزادی می توان به کسب عنوان گروه برگزیده سوم پنجمین جشنواره شعر ملی زاگرس در بخش شعر سپید در سال 1392 ، کسب مقام دوم چهارمین کنگره شعر پاسدار در سال 1393 و کسب رتبه دوم در بخش داستان کودک و نوجوان دوازدهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره با اثر «بابای شماره یک» در سال 1393 اشاره کرد.
برای ماندگار شدن باید دیده شد
نویسنده جوان با بیان اینکه ما به خاطر موقعیّت جغرافیایی استان مان از پایتخت دور افتاده ایم ادامه می دهد: همین دوری باعث می شود کمتر به دیدشان بیاییم. هنرمند باید چندین برابرپایتخت نشین ها تلاش کند تا به چشم بیاید؛ این یک طرف قضیه است و محدودیت منابع یک طرف دیگر. امّا این ها دلیل نمی شود که خودمان را ببازیم و بگوییم اتفاق خوبی برای مان نخواهد افتاد. هنرمند در کاستی ها رشد می کند. شاید دوری از پایتخت مشکلاتی را برای هنرمند به خصوص برای عرضه ی هنر به وجود بیاورد ولی فرهنگ بومی و غنی این منطقه که تا حدودی بکر مانده است هم می تواند به عنوان قابلیّتی باشد که هنرمند ما در هر حوزه ای که فعالیّت می کند می تواند برای ماندگار شدن اثرش به آن توجه کند. امّا در مورد مسئولان فرهنگ و ادبیات و هنر استان، نمی خواهم بی انصافی کرده باشم امّا گله می کنم و می گویم پس کجایید شما؟ با اینکه زادگاهم را پر ازظرفیت می بینم ولی نهادهای مسئول ما بیشتر از اینکه دغدغه ی هنر داشته باشند،دنبال بیلان کاری هستند. تا فکرشان درست نشود اتفاق خوبی برای هنراین سرزمین نمی افتد. نوزادی در تعریف هنر عنوان می کند: به نظر سخت می آید که بخواهم تعریف کامل و جامعی از هنر داشته باشم و فکر نمی کنم تعریفی از هنر وجود داشته باشد.فقط می دانم هنر به دنبال انتقال معناست و می خواهد حس زیبایی شناختی را در ما بر انگیزد و آنقدر دارای ابعاد زیادی ست که باید با دید وسیعی به آن نگاه کرد که کار دشواری ست.ارسطو حرف خوبی میزند؛می گوید:”هنر آنچه را که طبیعت از تکمیل آن ناتوان است تکمیل می کند.”
برچسب:
نویسنده: کامران قنبریپور