خرید بک لینک

«تولد لبخند» جشنی برای کودکان کم توان ذهنی و معلول


سینا علیزاده تنها فرزند آزاده و جانباز زنده یاد محمدرضا علیزاده، معلم بازنشسته آموزش وپرورش است. وی تمام عمر کنار پدری زندگی کرده که به او آموخته باید فروتن باشد.
سینا حتی حاضر نمی شود یک جمله از خودش بگوید. اینکه چند سال دارد، چه رشته ای را تحصیل کرده است. هیچ کدام را پاسخ نمی دهد. در پاسخ سوال هایمان در مورد خودش، می گوید از پدرم بگویید، کافی است.
“تولد لبخند” جشنی است که به همت این جوان همشهری و دوستانش  برای شادی کودکان کم توان ذهنی و معلول برگزار می شود. همزمان با بزرگ تر و باشکوه تر شدن برنامه ها و افزایش آیتم های مختلف و خواننده های گوناگون، برنامه نه تنها در سایر موسسات خیریه مشهد برگزار شد بلکه  اکنون سینا علیزاده این جشن تولدها را به خارج از مشهد هم برده و در شهرهای گناباد ، بیرجند، قم و ساری نیز برگزار کرده است.

پدرم 9 ماه به دست ساواک بازداشت شد


علیزاده می گوید: در محله خیر آباد بیرجند دوران کودکی را گذراندم. سپس به همراه خانواده به مشهد رفتیم، پدرم فعالیت انقلابی زیر نظر آیت ا... ربانی و دیگر علمای بیرجند داشت، تا اینکه به بهانه اقدام علیه امنیت ملی و پخش اعلامیه بازداشت و 9 ماه به دست ساواکی ها زندانی و شکنجه می شد. وی یادآور می شود: همزمان با پیروزی انقلاب پدر آزاد شد  اما شکنجه شدن های مکرر از او مردی می سازد که تا پایان عمر، داروی اعصاب و روان مصرف می کند. او با بیان اینکه «تولد لبخند» را یادبودی متفاوت برای یک جانباز یعنی پدرم می دانم، می گوید: آشنایی من با موسسات خیریه به سه سال قبل برمی گردد. چند سال پیش یکی از دوستان هنرمندم در مشهد مهمانم بود و از من خواست تا با او به یکی از موسسات خیریه برویم و آنجا بود که  اولین بار با این موسسه آشنا شدم. بعد از آن تصمیم گرفتم هر از گاهی به کودکان کم توان ذهنی موسسه سر بزنم.
 وی با اشاره به اینکه  تا آن زمان به هیچ خیریه ای نرفته بودم، می افزاید: علیرغم محیط ناراحت کننده و غم انگیز انرژی خوبی به من وارد شد و بچه ها در آغوش من جا می گرفتند.

دختر معلول به من گفت دوست دارد رضا عطاران را ببیند


علیزاده ادامه می دهد: در یکی از این بازدیدها یکی از دختران به نام ندا که فیلم نهنگ عنبر را در سینما دیده بود  به من گفت که دوست دارد رضا عطاران را از نزدیک ببیند.
 متاسفانه ندا یک بیماری مادرزادی  داشت که در اثر آن  بینایی خود را کم کم از دست می دهد. تصمیم گرفتم این درخواست او را پیگیری کنم و از آقای عطاران دعوت کنم.  اردیبهشت تولد رضا عطاران بود، از ایشان دعوت شد، تمام تدارک برگزاری را هم دیدم اما به دلیل شلوغ بودن برنامه های این هنرمند، امکان حضورش فراهم نشد و این موضوع تاثیر بدی بر روحیه ندا گذاشت و دو سه روز بعد برای جبران تولد آرش میر احمدی را در مشهد گرفتیم تا از دلش دربیاوریم.

دیگر قرار است تولد چه کسی را جشن بگیریم


وی با اشاره به اینکه البته عطاران یک ماه بعد آمد و به ندا سر زد و ما تولدی خارج از تاریخ برای او گرفتیم، می افزاید: از این موضوع گذشت تا اینکه پس از مدتی دوباره موسسه رفتیم. این بار بچه ها دورم جمع شدند و گفتند: «دیگه قراره تولد چه کسی رو جشن بگیریم؟» با دیدن شادی بچه ها تصمیم گرفتم برگزاری جشن های تولد را ادامه بدهم. دوباره از هنرمندان دعوت کردم و این قضیه سلسه وار ادامه یافت.
علیزاده با بیان اینکه حسن جوهرچی ، داریوش فرضیایی ،امیرمهدی ژوله، مهدی مقدم، مهدی یغمایی و علی صالحی هنرمندان دیگری بودند که تولد آن ها را در حضور بچه ها جشن گرفتیم،  ادامه می دهد: تا اینکه در اسفند 95 پدرم فوت کرد، پدرم برای برگزاری برنامه ها خیلی از من حمایت مادی و معنوی می کرد و  علاقه مند بود بچه ها را به منزل ببریم ولی امکان این کار به خاطر محدودیت ها نبود.وی خاطر نشان می کند: بعد فوت پدر، این ایده به نظرم رسید شادی بچه ها ادامه پیدا کند، تصمیم گرفتم رویکرد شاد کردن بچه ها را ادامه بدهم تا یادبودی برای پدرم باشد.

باید ذهنیت بد مردم را به این موسسات تغییر دهیم


این جوان همشهری  تاکید می کند: به بهانه حضور هنرمندان در موسسات خیریه و در جمع این بچه ها، از مردم نیز دعوت کردیم تا به خاطر حضور در جمع هنرمندان محبوب خود، از نزدیک با این موسسات آشنا شوند و شاید آن ذهنیت بدی که درباره موسسات معلولان و نگهداری کودکان بدسرپرست و بی سرپرست وجود دارد، کمی تغییر کند، کما اینکه خودم هم در گذشته ذهنیت خوبی نداشتم و فکر می کردم رفتن به این مکان ها حس بدی به فرد منتقل می کند. وی یاد آور می شود: نزدیک به 33 برنامه اجرا شده و 59 هنرمند به برنامه آمده اند.

تصمیم دارم برای کودکان سرپل ذهاب برنامه شادی برگزار کنم


وی برگزاری تولد ابوالفضل پورعرب در موسسه خیریه ای در شهرستان گناباد با حضور کودکان معلول و بی سرپرست و 7 هزار نفر از مردم این شهر را از ماندنی ترین برنامه های خود یاد می کند و می گوید: تصمیم دارم برنامه ای را نیز در سرپل ذهاب برای کودکان برگزار کنم تا لبخندی بر لبان کودکان و مردم زلزله زده این شهر بنشیند. وی خاطر نشان می کند: در بیرجند هم جلسه ای با جمعیتی بالغ بر 2 هزار  نفر با کودکان کم توان ذهنی موسسه حضرت علی اکبر(ع)  و تولد مهدی یعمایی برگزار شد و امیدوارم در هر شهر حداقل یک بار “تولد لبخند” اتفاق بیفتد. علیزاده درباره چگونگی دعوت از هنرمندان و ارتباط گرفتن با آن ها می گوید: با تعدادی از بازیگران و هنرمندان از قبل آشنایی داشتم و از دوستان من بودند؛ مانند استاد داریوش ارجمند و رضا عطاران اما تولدها که شروع شد، واقعا لطف خدا بود که وقتی با هنرمندانی که حتی من را نمی شناختند تماس می گرفتم و  می گفتم چنین کاری را در مشهد انجام می دهیم، با روی باز می پذیرفتند.
وی ادامه می دهد: خیلی از هنرمندان حتی کمک مالی کردند. چند نفر از هنرمندان بزرگ کشورمان چون زنده یاد حسن جوهرچی استقبال  خوبی کرد و ناصر خان ملک مطیعی موقع رفتن به من گفت هر لحظه حس کردی فایده ای برای بچه ها دارم؛ با کمال  میل می آیم.  علیزاده بهترین خاطره خود را برآوردن آرزوی دختری به نام تکتم می داند. تکتم دختری است که در گروه سرود موسسه همدم تک خوان است و بسیاری از خواننده ها را دوست دارد و توانسته است درکنار سالار عقیلی، مهدی یغمایی، بهنام صفوی و علی اصحابی بخواند و هم اکنون بسیاری از مردم او را می شناسند.

امیدوارم بتوانیم برنامه های شاد و مفرح برای سالمندان برگزار کنیم


آرزوی علیزاده این است که بتواند برای سالمندان هم برنامه های شاد و مفرحی برگزار کند؛ چون اعتقاد دارد سالمندان نیز همان کودکانی هستند که نیاز به شادی و حمایت دارند. او امیدوار است که دست کم یک بار در تمام شهرهای کشور تولد لبخند را برگزار کند و همه هنرمندان هم حداقل یک بار در این مراسم حضور پیدا کنند.
او با بیان اینکه به نظرم کودکانی که از هرگونه عاطفه پدری و مادری محروم هستند، نیاز به شادی دارند، تاکید می کند: این جشن ها سپاس و تشکر از خیران قدیمی است و خیران جدید نیز جذب شوند، آن هم نه فقط برای کمک های مادی بلکه با حضورشان در موسسه باعث شوند که کودک برای چند لحظه احساس کند پدر و مادر دارد.
وی خاطر نشان می کند: جالب است بدانید از زمانی که این تولدها برگزار می شود، روحیه بچه ها بسیار تغییر کرده است و اگر در ابتدا آن ها فقط در جشن ها حاضر می شدند، هم اکنون در برگزاری آن هم کمک می کنند. این کار بر روحیه خودم نیز تاثیر گذاشته است؛ اینکه بچه ها تا مرا می بینند، می پرسند تولد چه کسی را برگزار می کنی، این باعث شده است تا یک بخش امیدوارکننده در وجود من زنده شود که در طول روز به بچه ها فکر کنم که چه کسی را دعوت کنم؛ البته برکات مالی نیز در زندگی ام به وجود آمده و از طرفی کلیپی در برنامه ها پخش می کنم از تمام تولدهایی که در این سه سال برگزار شده است. با توضیح اینکه تولد لبخند چیست و فیلمی از پدرم که همان تصویر پدرم و زنده نگه داشتن یادش، برای من بسیار ارزشمند است.

برچسب: نویسنده: کامران قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 13:37

صفحه بندی